یک چشم زدن غافل از آن ماه نباشیم
شاید که نگاهی کند آگاه نباشیم
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1390ساعت 20:53 توسط محلی برای درج اراجیف های یک فیلسوف
|
Most people would rather die than think; in fact, they do so.
بسیاری از مردم ترجیح میدهند بمیرند تا اینکه فکر کنند؛ و در حقیقت این کار را میکنند.
برتراند راسل
---------------------------
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم دی 1389ساعت 0:51 توسط محلی برای درج اراجیف های یک فیلسوف
|
تقدیم به کسی که مدت هاست، نیست.
شکست عهد من و گفت هرچه بود گذشت !
بگریه گفتمش آری : ولی چه زود گذشت !
بهار بود و تو بودیّ و عشق بود و امید ،
بهار رفت و تو رفتیّ و هرچه بود گذشت
شبی به عمر ، گرم خوش گذشت آن شب بود ،
که در کنار تو با نغمه و سرود گذشت
چه خاطرات خوشی در دلم بجای گذاشت ،
شبی که با تو مرا در کنار رود گذشت !
گشود بس گره آن شب از کارهای بسته ی ما
صبا چو از برِ آن زلف مشک سود گذشت
مراست عکس تو یادآور سفر ، آری
چسان توانم ازین طرفه یادبود گذشت
غمین مباش و میندیش ازین سفر که ترا ،
اگرچه بر دل نازک غمی فزود گذشت.
ایرج دهقان
+
نوشته شده در جمعه سوم دی 1389ساعت 3:21 توسط محلی برای درج اراجیف های یک فیلسوف
|
محدودیتهای زبانی من، تعیین کننده محدودیتهای دنیای من است
ویتگنشتاین
+
نوشته شده در جمعه سوم دی 1389ساعت 3:21 توسط محلی برای درج اراجیف های یک فیلسوف
|
من به جاودنگی انسان اعتقادی ندارم. من اخلاق را مطلقاً امری انسانی میدانم بدون دخالت یک نیروی فرا انسانی.
آلبرت اینشتاین
+
نوشته شده در یکشنبه چهاردهم آذر 1389ساعت 23:6 توسط محلی برای درج اراجیف های یک فیلسوف
|
ما جنگ راه می اندازیم تا در صلح زندگی کنیم .
ارسطو
+
نوشته شده در پنجشنبه بیستم آبان 1389ساعت 0:51 توسط محلی برای درج اراجیف های یک فیلسوف
|
آنچه که قابل تصور نیست، نباید در موردش حرف زد
What cannot be imagined cannot even be talked about.
Ludwig Wittgenstein (1889 –1951)
+
نوشته شده در سه شنبه هجدهم آبان 1389ساعت 2:9 توسط محلی برای درج اراجیف های یک فیلسوف
|
بیا که در غم عشقت مشوشم بی تو
بیا ببین که در این غم چه ناخوشم بی تو
پیام دادم و گفتم بیا خوشم می دار
جواب دادی و گفتی که من خوشم بی تو
+
نوشته شده در دوشنبه هفدهم آبان 1389ساعت 15:30 توسط محلی برای درج اراجیف های یک فیلسوف
|
سخت است که چیزی را به کسی بفهمانی وقتی که حقوق و منافع او ایجاب میکند که آن چیز را نفهمد.
اپتان سینکلر
+
نوشته شده در سه شنبه یازدهم آبان 1389ساعت 2:3 توسط محلی برای درج اراجیف های یک فیلسوف
|
در فلسفه از موضوعی که ارزش بیان ندارد شروع میکنی و به نتیجهای چنان تناقض آمیز میرسی که هیچ کس آن را باور نمیکند.
The
point of philosophy is to start with something so simple as not to seem
worth stating, and to end with something so paradoxical that no one
will believe it.
Bertrand Russell
+
نوشته شده در پنجشنبه ششم آبان 1389ساعت 17:26 توسط محلی برای درج اراجیف های یک فیلسوف
|